شد. ولي تاريخ اولي دقيق نيست و هم‌چنين هويت دو تن آخري‌. بنابر افسانه‌ها، مائوروس‌ آلماني بود و ماركوس قبرسي‌. احتمال دارد، اين دو نام مربوط به يك تن باشد و ممكن است‌ ماركوس ايتاليايي بوده باشد. به هر حال‌، نيازي بدان‌ها نيست‌، چون كورتنوا و روسيو براي‌ نمايش فن بيطاري ايتالياي آن زمان كفايت مي‌كنند.
طبقه‌ٴ ((پزشكان درباري‌)) قبلاً با جوواني دا پروسيدا (سيزدهم ـ 2)، پزشك فردريك دوم و مانفرد آغاز شد. او احتمالاً شاهد آغاز قرن چهاردهم بوده‌. هم‌چنين ماينو دو ماينري‌، كه در خدمت ويسكونتي بود و قبلاً معرفي شد. گالوانو دلوانتو در خدمت فيليپ زيبا بود؛ جاكومو پيپينو پزشك دربار آنژو بود؛ جوواني دا جنوا جراح و پزشك پاپ كلمنس ششم بود.
رساله‌هايي در باب طاعون توسط جنتيله دا فولينيو و جوواني دِلاّ پِنّـا نوشته شد. بهتر است‌ از آنها همراه با ساير رساله‌هاي مربوط به طاعون در كتاب مربوط به نيمه‌ٴ دوم قرن چهاردهم‌ گفت‌وگو شود.
اين شمارش با همه‌ٴ خشك‌وخالي بودنش كافي است تا تصوري از وسعت و دامنه‌ٴ كار پزشكي انجام شده در ايتاليا به دست دهد. برتري ايتاليا در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ سيزدهم (مقدمه 2، ص‌1668) درنيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم نيز ادامه يافت و مدرسه‌ٴ پزشكي بولونيا در قلمرو مسيحيت‌ هم‌چنان پيش‌آهنگ ماند، هرچند مونپليه نيز از آن فاصله‌ٴ چنداني نداشت‌.
2. شبه‌جزيره‌ٴ اسپانيا.
در ميان مترجمان آثار پزشكي تنها دوتن را به‌ياد مي‌آورم كه از شبه‌جزيره‌ٴ اسپانيا برخاستند، اولي آرنولد ويلانووايي (سيزدهم ـ 2) بود، كه رساله‌هاي جالينوس‌، كندي‌، قسطابن لوقا، ابن سينا، و غيره را از عربي به لاتيني ترجمه كرد؛ و دومي شخصي به نام‌ استفانوس آرنولد است‌، كه گفته مي‌شود اهل بارسلون بود. ترجمه‌هاي استفانوس‌، كه از عربي به‌ لاتيني بود، حايز اهميت نيست و تنها ترجمه‌اي كه دراينجا مي‌توان ياد كرد ترجمه‌اي از كتاب‌ اغذيه‌ٴ1 قسطابن لوقاست كه آن‌هم محقق نيست و به‌اندازه‌ٴ خود مترجم گمنام است‌.
در وهله‌ٴ اول دوتن حافظ شهرت پزشكي اين شبه‌جزيره بودند كه ما را از ذكر مكرر نامشان در هر زمينه‌اي گزيري نيست‌، چون از برجسته‌ترين شخصيت‌هاي قرن جديد بودند: آرنولد ويلانووايي (سيزدهم ـ 2)، كه در سال 1311 درگذشت‌؛ و رامون لول (سيزدهم ـ 2)، كه چهار سال بعد از آن وفات يافت‌. ترجمه‌هاي پزشكي آرنولد قبلاً خاطرنشان شده است‌. او پزشكي‌ رسمي بود كه سنت‌هاي سالرنو را در ناپل به‌دست آورده بود و بعدها معلومات بيشتري در محافل پزشكي پاريس‌، مونپليه و محل‌هاي ديگر كسب كرده بود. او تعداد فراواني آثار پزشكي‌ نوشت ( مقدمه ج‌2، ص 1780)، كه معروف‌ترينش تحرير قواعد تن‌درستي‌، اهدايي به شاه آراگون‌


1. ابن نديم در الفهرست در ميان آثار قسطابن لوقا از كتابي با عنوان رسالة في قوانين الاغذية ياد كرده است‌. ــ و.